دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند | بلکه چون برده مرا هم بفروشند نشد

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشدآه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنمبه پریشانى گیسوى تو سوگند نشد خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندندتا فراموش شود یاد تو هرچند نشد من دهان باز نکردم که نرنجی از منمثل زخمى که لبش باز به لبخند نشد دوستان […]