دیگر از راه دور با حسرت اسمتان را صدا نخواهم کرد
سر سجاده مثل مادر خود یارضا یا رضا نخواهم کرد

مادرم گفته التماس دعا من فقط گفته ام که محتاجم
تو یقینا شنیده ای من هم هیچ کس را دعا نخواهم کرد

مگر عقلم کم است پر بزنم  مگر عقلم کم است در بزنم
تو مرا از خودت نخواهی کرد و منم با تو تا نخواهم کرد

 برو با کفتران خود خوش باش من بیچاره چون کلاغم که
آسمان سفید مشهد را با حضورم سیا نخواهم کرد

آره زیباست بچه آهو  من کریهم سیاهم و زشتم
میروم گم شوم از اینجا که  حقتان را ادا نخواهم کرد